لذت‌هایی برای زندگی

بیشتر لذت‌های جهان تا یک حدی لذت‌بخش‌اند و بعد از یک حدی، شیب نزولی می‌گیرند؛ مثلا شما از خوردن اولین بستنی ده واحد لذت می‌برید و از خوردن دومین بستنی یازده واحد، ولی از بستنیِ چهارم یا پنجم دیگر لذت شما کاهش می‌یابد و مثلا سه واحد لذت میبرید تا اینکه لذت شما به صفر می‌رسد. قانون "نزولی بودن مطلوبیت نهایی" به همین واقعیت اشاره می‌کند. 

اما چیزهایی هم هست که از این قانون پیروی نمی‌کند؛ مثلا هر روز دیدنت، که هوس دیدن فردایت از امروز به جان می‌افتد و سال پانزدهم و بیستم میل و سر ارادت بیشتر است و کمتر نه:


گفتم ببینمت مگرم درد اشتیاق 

ساکن شود، بدیدم و مشتاق‌تر شدم


غیر از این‌ها که تو بهتر می‌دانی‌‌شان، لذت #فهمیدن و #کشف‌کردن نیز چنین است؛ یعنی هرچه بیشتر می‌جویی تشنه‌تر می‌شوی و شعف و شور دانستنِ نکته‌ی بعدی بیش از نکته پیشین است. 

شما را نمی‌دانم؛ ولی من تمام عمر را صرف همین دو خواهم کرد که نه کهنه می‌شوند و نه فرسوده. هر روز که بیدار شوم در هوس خیال تو همچو خیال می‌شوم و دست از طلب مدارم تا جان من برآید. آن لالوها هم هرچه جان در بدن دارم می‌گردم که چیزی نو دریابم و ربطی جدید کشف کنم. 



پی نوشت: 

#مرگ_ایوان_ایلیچ را برای پیش از خواب برداشته‌ام که بخوانم. همواره با مشکل خاموش کردن لامپ و کم‌نور بودن هدلایت مواجه بودم که آباژور دست‌ساز معصومه مشکل کم‌نوری هدلایتم (همراه‌ شب‌خوانی‌هایم) و خاموش کردن چراغ را از امشب حل کرده است.


محمدباقر حقانی‌فضل

۷ تیر ۹۷

/ 0 نظر / 17 بازدید