کتاب‌خوانی

فهیمه کتاب #لبه_تیغ رو خریده، وقتی دیدمش بنددلم پاره شد. سال ۸۷ یکی از دوستان جانم پیشنهاد داد که بخونمش، فقط چون اون گفته بود شده بود فکر و ذکرم که پیداش کنم، بلاخره توی مشهد پیدا کردم و خوندم. چقدر با ولع خوندمش… امشب شوت شدم توی اون سال‌ها.

به خلاف بیشتر اطرافیانم که کتاب را لوله می‌کنند و یک‌شبه تمامش می‌کنند،‌ من عاشق این هستم که کتاب‌ها تمام نشوند. اوایل روزی ۱۰ صفحه می‌خوانم و آن اواخر می‌شود شبی یکی دو صفحه. من رمان نمی‌خوانم، زندگی می‌کنم.

#مدارصفردرجه را که سه جلد دارد، طی یک سال خواندم، هرشب با نوذر رادیو روشن می‌کردم و مستر جیکاک را فحش می‌دادم، صبح‌ها هم می‌رفتم سلمانی و سیگار روشن کردم.

#صدسال_تنهایی ۶ ماه طول کشید، ده سال گذشته اما

هنوز ماهی‌های کوچک سرهنگ در جیب من مانده

با آئورلیانوی شانزدهم غریبانه به خانه باز می‌گردم

شبها پیلاترنار برایم فال ورق میگیرد

درکوچه‌های باتلاق گرفته ماکاندو قدم میزنم

و آخرش یکروز مثل رمدیوس خوشگله پرواز خواهم کرد.

#رنج‌های_ورتر_جوان به خاطر حجم کمش (از گوته عزیز گله دارم) خیلی زود تمام شد، اما من سعی کردم بیشتر از شبی یک نامه نخوانم. اما آن اتفاق لعنتی آخرش افتاد، در نامه آخر من هم خودم را کشتم.

شاید شما با خانه‌های شهر حرف نزده باشید، اما من همان چند روز کمی را که مهمان داستایفسکی در #شب‌های_روشن بودم، با خیابان‌ها و خانه‌های شهر گپ می‌زدم و راه می‌رفتم. یادش به خیر آن سالها چقدر راه می‌رفتم.

هرچند جلال آل احمد سعی کرده بود #قمارباز را نابود کند، اما من لابه‌لای آن ترجمه سخت، عشق را در ابتدای جوانی‌ام پیدا کردم. همین چند وقت قبل هم کتاب صوتی‌اش را هادی داشت گوش می‌داد، مثل مشنگ‌ها خشکم زد و یک ساعت تمام دوباره گوش دادم.

#عطرسنبل_عطرکاج را به توصیه طیبه و در اتوبوس خواندم. کار احمقانه‌ای بود، چون آنقدر کتاب خنده‌دار و بانمک بود که بیشتر موارد مجبور بودم کتاب را آرام ببندم و زیرزیرکی بخندم، حیف آن خنده ها که رهای‌شان نکردم.

#خاطرات_تروتسکی چاپ پیش از انقلاب بود و ریز؛ به همین دلیل بار اول درانقلاب شکست خوردم، اما باردوم باغرور وارد مسکو شدم. من سرمای سیبری را تا مغز استخوان در کمپ‌های کار اجباری چیشدم. با تروتسکی همه جا سرد بود حتی گرمای تابستان مکزیک هم خیلی دوام نیاورد و او را کشتند.

پس نوشت: به بهانه همان اتفاق اول نوشته، پرت شدم در کتاب‌ها و حاصل شد این چند جمله.

محمدباقر حقانی فضل ۲۰ بهمن ۱۳۹۶

/ 0 نظر / 17 بازدید