همسرم نوشته بود: «نه «زور»ی می‌شود عاشق شد نه «صور»ی، متنفر».

من جواب دادم: «و زندگی، زیستن در همین بین است. تابع زندگی برای برخی مانند خطی مستقیم در میان این دو حد (عشق و نفرت) می‌گذرد و برای برخی می‌شود مانند کوسینوس که از عشق آغاز می‌شود و می‌رسد به نفرت و از نفرت باز هم صعود می‌کند به عشق و این چرخه ادامه دارد...

اشتباهات برخی آنجاست که نمی‌گذارند این تابع کسینوسی کار خودش را بکند و درست زمانی که دیگر آن نفرتِ واقعی از بین رفته است، آنان دست از این نفرت بر نمی‌دارند و «صوری» متنفر هستند؛ برخی دیگر هم درست همان‌جا که دیگر عاشق نیستند سعی دارند که «زوری» عاشق بمانند، که به غایت هر دو کار غلط است.

 پ ن: شاید بتوان مردان را تابعی خطی دانست و زنان را تابعی کسینوسی. البته حتماً استثنائاتی دارد.