و حکایت کنند که یکی از رؤسای یونان بر غلام حکیمی افتخار نمود. غلام گفت: اگر موجب مفاخرت تو بر من این جامه‌های نیکوست که خویشتن بدان بیاراسته‌ای، حسن و زینت در جامه است نه در تو؛ و اگر موجبْ، فضل پدران تو است، صاحب فضل ایشان بوده‌اند نه تو؛ و چون از این فضایل هیچ کدام حق تو نیست اگر صاحب هر یکی حظّ خویش استرداد کند، بلکه خود فضیلت هیچ کدام از او به تو انتقال نکرده است تا به ردّ حاجت افتد، پس تو کی باشی؟