«چند وقتی است که خیلی زود جوش می‌آورم و از کوره در می‌روم؛ چه کار کنم؟»

سؤالی بود که یکی از دوستان از من پرسید تا سببی باشد برای تفکر من ـ هرچند بسیار کوتاه ـ در باب راه‌های جلوگیری از عصبانیت و افزایش آرامش.

به نظر مهم‌ترین علت عصبانیت افراد فشار‌هایی است که به آنان وارد می‌شود. اصولاً فشار از مقوله کمبود است؛ یعنی فرد وقتی در موقعیتی قرار می‌گیرد که لوازم مواجهه با آن موقعیت را ندارد مورد فشار قرار می‌گیرد. لوازم هم نگرش‌هایی هستند که می‌توانیم به جهان داشته باشیم.

پیشنهاد من این است که علوم بسیاری را یاد بگیرید از زیست‌شناسی تا فلسفه و روانشناسی، البته هیچ‌وقت از عرفان ـ چه نوظهور و چه شرقی ـ غافل نشوید. مطمئن باشید که همه‌ این علوم در تحلیل جهان در راستای اهداف شما، شما را یاری خواهند کرد (خیلی سوبژکتو شدم؛ اما خیالی نیست چون جهان جز این نیست!)؛ مثلاً درست وقتی که احساس می‌کنید که دیگر حالتان از ایران و مردمش بهم می‌خورد و دیگر حوصله هیچ کس را ندارید و زندگی جز پوچی نیست، با یک نگاه عرفانی یا دینی می‌توانید این معضل را رفع کنید؛ یا وقتی فردی آنقدر اعصاب‌خراب‌کن است که شما دوست دارید فریادتان را آوار کنید بر سرش با یک دید روانشناسانه یا یک دید جامعه‌شناختی خواهید دید که آن فرد آنقدر‌ها هم اعصاب‌خراب‌کن نیست!  

جهان با تمام بدی‌هایش، سرشار از راه‌‌هایی است که انسان را هدایت می‌کند به خندیدن و لبخند زدن!

برای راحتی بحث و زندگی، خوب است درباره جعل‌کردنی بودنِ معنای زندگی کمی تأمل کنید.