تنها 10 ساعت به پایانش مانده و به خلاف سال‌های قبل حس خاصی در من پنجه نمی‌افکند. سال نود هرچه نداشت برای من همسری را با خود آورد تا آخرین لحظة عمرم همراهم بماند و باشد.

هرچه سعی می‌کنم کمتر یادم می‌آید سال نود چه کردم. اما ماه رمضانش با دوستان حسابی فلسفه ‌خواندم و تصمیم گرفتم تغییر رشته بدهم. پاییز را درس خواندم و البته زن گرفتم. زمستان کلاس روزنامه‌نگاری که رفتم زمینه کار هم پیدا شد. خیلی زود همکارانم تبدیل شدند به دوستانم.

همین!  

سال نو بر شما مبارک.