دیروز‌ها کسی گفت به نظرت نام سال بعد را چه می‌گذارند؟ خواهرم از آن طرف گفت: «آشتی ملی! یا شاید اتحاد ملی!». کسی دیگر گفت: «زهی خیال باطل!». 

کاش حرف خواهرم درست از آب در بیاید. کاش سال بعد را نه تنها یک نفر، که همه‌مان نام بگذاریم. در جشنی باشکوه همه‌مان شرکت کنیم و در آن جشن از همه نظرسنجی کنند برای نام سال جدید. کاش در انتهای جشن عادل فردوسی‌پور اعلام کند: «از 75 میلیون نظر ِ رسیده 100 درصد افراد گزینه « آشتیِ ملی» را انتخاب کرده‌اند». 

 

«...

مهربانی به دل بسته ما

مرغی است

کز قفس در نگشادیمش

و به عذری که فضایی نیست

وندر این باغ خزان خورده جز سموم ستم آورده هوایی نیست

ره پرواز ندادیمش

 

هستی ما! 

که چو آیینه 

تنگ بر سینه فشردیمش، از وحشت سنگ انداز؛

نه صفا و نه تماشا!

به چه کار آمد؟

...»

گوشه‌ای از شعر «تشویش»؛ هوشنگ ابتهاج

پ ن: آخرین نفر از نسل دوم حقانی فضل‌ها هم ازدواج کرد. مبارکش باد