1- یک ساعت بتوانی مملکت و حکومت را نقد کنی و از واژه «دیکتاتور» استفاده نکنی خودش کلی هنر است. از همان ابتدا معلوم بود که برای این واژه قبل از شروع برنامه چاره‌ای اندیشیده‌ است، «قیم»! کلمه خوبی بود. هم خیلی بار منفی نداشت و هم اینکه مخاطب را به مقصود راهنمایی می‌کرد. خیلی با دل و جرأت شروع کرد. می‌شد فهمید برنامه جالبی از کار در می‌آید. به هر که می‌شناختم پیامکی زدم تا از این برنامه حظ تماشایی ببرد. چند نقد اساسی روانه حوزه کرد. گفت که حوزوی‌ها تمام معنای قدرت داشتن را به معنای در حکومت حضور داشتن برداشت کرده‌اند که این امر موجب ضعف پایگاه نقد در ایران شده است. البته هیچ حرف‌هایش بوی «دین از سیاست جدا» نمی‌داد. یک دلسوز به تمام معنا، یک جامعه‌شناس که دور از بازی‌های سیاسی و امنیتی جامعه، آمده بود تا رسالت خودش را کامل کند. از روند «وکیل» به «قیم» سخن گفت و از شکاف‌های ایجاد شده در جامعه. پاسخ‌گوییِ امام علی را مثال زد و خواستاز فضای نقد شد. افروغ آمده بود تا حرف‌های در سینه مانده‌اش را بزند…

2- پیش از آمدن استاد چند طلبه‌ی حزب‌الاهی که هم کلاسی‌مان هستند از اشتباهات افروغ می‌نالیدند. یکی‌شان می‌گفت نباید در این فضای حساس این حرف‌ها زده می‌شد، از افروغ بعید بود که این‌‌ مسائل را رعایت نکند و آب به آسیاب دشمن بریزد.

3- پیامکی به مادرم رسید: « سلام ، نسبت به توهین به ولی فقیه، در برنامه پارک ملت، توسط عماد افروغ و سکوت مجری برنامه (شهیدی) ولایتمداران، اعتراض خود را به 20000120 ارسال نمایند. تا امشب اعلام گردد حامیان ولایت بیدارند. به سایرین هم اطلاع دهید.»

یکی نیست به این برادران حزب‌الاهی بگوید کی باید مردم حرف‌هاشان را بزنند؟ از کجا معلوم که این حالت حساس و فوق‌‌العاده‌ شما مانند بشار اسد‌ها و مبارک‌ها مادام‌العمر نشود؟ سی سال است که ما در حالت حساسی قرار داریم و هر کسی که ناله‌ای برآورده شده است، نتوانسته‌است فضای حساس کشور را درک کند و خواسته و ناخواسته آب به آسیاب دشمن ریخته است. لعنت خدا بر واژه‌ی دشمن.

پ ن: تبریک به اصغر فرهادی و فیلم بی‌نظیرش. ( این کمترین کاری بود که می‌توانستم انجام دهم در مقابل سکوت صدا و سیما)