شبی از شب‌های ماه رمضان را در مجمع محققین در محضر حجت‌اسلام سلیمانی بودیم. در انتهای سخنرانی ایشان تفاوت‌ دین‌داری انسان سنتی و انسان کنونی (بعد از مدرنیته) را در قالب یک مثال بیان کردند که به نظرم جالب آمد. طبق این مثال انسان سنتی به جوانی تشبیه شده‌است که در خانه‌ی پدری زندگی می‌کند و با وجود امر و نهی‌هایی از طرف والدین از آرامش نیز برخوردار است. اما همین امر و نهی‌های والدین باعث فراری شدن جوان از خانه می‌شود. جوان بعد از مدتی که در عالم خارج همان آرامش اولیه را نیز از دست‌ می‌دهد تصمیم بر بازگشت می‌گیرد و به خانه باز می‌گردد. همه چیز همان طور است که بود تنها یک چیز عوض شده است و آن اینکه جوان پیش از فرار با عشق در خانه زندگی می‌کرد و اما از این به بعد تنها به سبب نیاز است که در خانه می‌ماند.

 

پ ن 1: از دست این مداح‌ها، یکی‌شان آنقدر در میان دعای ابوحمزه حرف زد و متن را ترجمه کرد که دعا را نیمه رها کردم.

 

پ ن 2: قذافی هم رفت...